سلام دوستان برنامه عمو تا هفته دیگه پخش نمیشه یعنی شنبه هفته بعد نه هفته بعدش می آن تو شبای قدر برای همه مخصوصاً مریضایی مثل خواهر و خاله میناجون برای عمو جونم دعا کنید که همیشه شاد و خندون و سلامت باشه
التماس دعا
اي مولود خجسته رمضان! اي بدر تمام ماه خدا! تو تنهاترين فرزند رمضاني و آسمان، در پيشگاه كرم و بخشش تو، با اين همه ابرهاي باران زايش، گمشده اي غريب بيش نيست. رسول رحمت، تو را بر شانه هاي خويش سوار مي كرد و بر تو مباهات مينمود. تو ادامه محمد (ص) و كرانه علي (ع) هستي. تو امام مايي و ما مُريد و دلداده تو. و اينك در بهار شكفتن تو، در فصل خدا، بر خود از رهبري تو مي باليم و بر نامت كه زينت همه خوبي ها و نيكي هاست، افتخار مي كنيم.
میلادت مبارک
التماس دعا
ميلاد با سعادت خُلق نيكوي سرمدي، حضرت امام حسن مجتبي (ع) بر روزه داران، ميهمانان ضيافت الهي مبارك باد.
دوستای گلم سلام اینبار با عکسهای برنامه روزازنو باحضور مجری محبوب بچه ها عمو پورنگ جوووووووووووووووووووووووووووونم و آقای آقاجانزاده مهربووووووووووووووووووووون اومدم . البته شاید بعضی ازعکسها کیفیت خوبی نداشته باشه امیدوارم ببخشید. پس ببینید:
اینجا آقای خسروی مجری برنامه داره از عمو جونم تعریف میکنه وعمو جونم داره کم کم خجالت میکشه(آخییی)
اینجا بعد ازشکایتی که یه مادر کرده که دختر ۸سالهاش سه سال پیش برای عمو نامه داده ولی کسی نامه اونو نخونده و عمو درجواب میگه برای قسمت نامه ها افرادی هستندکه اونا رو میخونن و به من می دن که تویمسابقه شرکت کنن اینجا من بی تقصیرم (الهی بمیرم دلم کباب شد)
اینجا عمو جون می گه من پنج روزمه همین اول مرداد تولدم بوده
خنده های ناز و قشنگ عمو جونم
عمو داره میگه:پورنگ،تو دیگه مال خودت نیستی ها!!!!!!!!!!!!!!! باید حواست به روبروییت باشه (منظورش ما بچه هاست)
اینم دعای پایانی
خب امیدوارم خوشتون اومده باشه فعلاً خدافظ دست علی یارتون خدا نگهدارتون نظر نره یادتون
نوشته شده در جمعه 22 شهریور1387ساعت 7:44 PMتوسط
محیوش
امشب آسمان رنگ ديگري دارد، ستارگان همه منتظر و چشم به راه ، كه ديدهگان خود را به روشنايي و فروغ ماهي عزيز منور كنند. ماهي كه با برآمدن "ماه آسمان" فروغش را بر زمينيان ميگستراند و عرشيان را مبهوت و حسرت خور! غبطه به جايگاه انسان ، انساني كه خداوند برايش سفره گسترانده و خود ميزبانش شده است. رمضان امشب از راه ميرسد، انسانهاي وارسته كه خود را از پيش آماده كرده و نام خود را در گروه رجبيون ثبت و شعبه خود را در شعبان انتخاب كردند، مدتي است كه به انتظار ماه رمضان نشستند تا در شب قدر فرياد فنا سر دهند. ماهي كه در آن اصحاب رمضان خود را از قيود دنياي فاني، خورد و خواب و خوراك و شهد و شهوت رهانند و به مهماني معبودشان ميشتابند. ماهي كه متقيان فضايلش را ميدانند و بر آستانش بوسه ميزنند سر بر سجده ميگذارند و نغمههاي شيرين و دلنواز " ربنا" را در دل شب سر ميدهد. "ربنا لاتزغ قلوبنا" ، " ربنا اغفر لنا" ، " ربنا آتنا" و ربنا ... خداوند چه چيزي را ببخشد، چه چيزي را بشنود و چه چيزي را اعطا كند، در حالي كه در اين ماه درهاي جهنم بسته هستند و درهاي بهشت باز ، خوان نعمت گسترده است و ملائك گوش به فرمان انسان ! افطار و سحر نه يك تكليف ، بلكه ياد و خاطرهاي ارزشمند است از دوران كودكي ، آنگاه كه با التماس و چشماني گريان خواستيم كه بزرگان ما را هم در اين مهماني راه دهند و ما نيز بر سر سفرهالهي و در اين ضيافت بنشينيم. هر چند غافل بوديم كه خداوند سفره رمضان را بر دلهايمان ، به درازاي تاريخ ، و از "الست " گسترانده بود، همانگونه كه آن را براي نياكان و گذشتگان ما نيز گستراند. در گوشمان زمزمهاي شنيديم كه نويد ضيافتي را ميداد، ضيافتي از جنس ديگر و ميزبان هم از جنسي ديگر، اما آشنا و صميمي . و امشب همه رمضاني خواهند شد، با دلهايي شاد، دستاني بر آسمان گشوده ، سجادهاي پهن و در گوشهاي صدايي كه نغمههاي آسماني ربنا را به گوشمان مي رساند ، در كنار سفرهاي ساده . و رمضان اين گونه امشب از راه ميرسد تا ميهمانان منتظر را با خود به عرش رساند و ديده گان همه را با فروغش به روشنايي رساند . حضور در اين مهماني و نشستن بر اين سفره گسترده هيچ محدوديتي ندارد ليكن اگر اسبابي از زهد و ورع را فراهم سازيم ، متنعم تر از سر سفرهاي كه خداوند ميزبان آن است ، برخواهيم خواست. (سایت ایرنا) سلام سلام بچه ها چه طوره حال شما سلام سلام بچه ها اومدم پیش شما دوستای گلم سلام من اومدم اومدم که برای همیشه پیشتون بمونم البته اگه خدابخاد. فعلاً با یه عکس شروع می کنم
راستی ازهمه ی دوستایی که توی این مدت که من نبودم تنهام نذاشتن ممنونم. امیدوارم من و حاج عمو جان را سر سفره افطار و سحر فراموش نکنید. التماس دعا
نوشته شده در پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 7:27 AMتوسط
محیوش
درباره من
به نام خدای شادی ها این وبلاگ از روز تولد خودم28 مرداد راه افتاده اسم این وبلاگ رو گذاشتم کیمیای محبت چون محبت چیز باارزشیه که توی این زمونه خیلی نایابه. امیدوارم که شما بتونید این چیز نایاب رو توی این وبلاگ پیدا کنید.